وبلاگ دانش آموزی پیونیک خداوردیان

دانش آموز کلاس ششم دبستان دخترانه ی تونیان

وبلاگ دانش آموزی پیونیک خداوردیان

دانش آموز کلاس ششم دبستان دخترانه ی تونیان

من می خواهم در این وبلاگ درباره ی درس های کلاس ششم صحبت کنم.

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مورچه» ثبت شده است

شگفتی آفرینش مورچه ها

همه مورچه ها دارای زندگی اجتماعی هستند، و به قوانین شان بسیار احترام می گذارند. مورچه ها از مقرراتی ترین موجودات جهان هستند. در هر دسته از مورچه ها سه گروه وجود دارد.

ملکه، که وظیفه آن تخم گذاری و به دنیا آوردن نوزادان است. دومین دسته مورچه های کارگر هستند که بال ندارند و کار آنها جمع آوری دانه ها و مواد غذایی و حفر لانه و نگهداری تخم ها و نوزادان می باشد. و دسته سوم که تعداد کمی از افراد یک لانه را تشکیل می دهند، مورچه های نر و ماده هستند که دارای چهار بال نازک می باشند.

مورچه ها گروه های مختلفی دارند که در بعضی از گروه ها فقط چند صد مورچه زندگی می کنند و در برخی از دسته ها چند میلیون. با این همه در همه گروه های مورچه ها مسئولیت ها تقسیم شده است و هر مورچه ای وظیفه خودش را انجام می دهد. در جهان مورچه های مختلفی وجود دارد که هر کدام با توجه به محلی که زندگی می کنند غذای مخصوص خودشان را دارند. ما در اینجا بعضی از انواع مورچه ها را برایتان معرفی می کنیم تا ببینید این موجود کوچک چه شگفتی هایی را با خودش دارد.


مورچه خرمن چین

 

مورچه ای است که از گیاهان اطراف خود دانه می چیند و به لانه خود می برد و از آنها استفاده می کند.


مورچه شیر دوش یا دامدار

 

یک نوع شته وجود دارد که برگ درختان را می خورد و عسل خوشمزه ای درست می کند که مورچه ها این عسل ها را خیلی دوست دارند. مورچه ها این شته ها را می گیرند و پرورش می دهند و در لانه هایشان برای آنها برگ می آورند و عسل آنها را می دوشند. این کار مورچه ها مثل کار چوپان هاست که از گوسفندهایشان مراقبت می کنند.


مورچه های باغبان

 

دسته دیگری از مورچه ها باغبانی می کنند، یعنی قارچ های بسیار ریزی را پرورش می دهند و خوراکشان را فقط از آنها تهیه می کنند. برای کشت قارچ ها نیاز به باغچه ای هم دارند که برای این کار، خمیری درست می کنند و قارچهای مورد نظر خود را بر روی آن می کارند.


مورچه های آسیابان

 

این نوع مورچه ها با کله بزرگ و فک های نیرومندشان دانه ها را آسیاب می کنند.


مورچه های گوشت خوار

 

در میان مورچگان، از همه هراس انگیزتر مورچه ی لشگری است که در مناطق گرمسیر زندگی می کنند و تنها گوشت می خورند. این مورچگان چون لشکرکشی می کنند، ستونی به پهنای چندین سانتی متر و درازای صدها متر پدید می آورند. در این ستون، مورچه های کارگر پیله ها را حمل می کنند و سربازان در پیش و پس لشکر در حرکتند.

در میان سپاه آنها، مورچه های درشت تری دیده می شوند که افسران سپاه محسوب می شوند. هنگامی که این ستون به حرکت درآید. هیچ چیز جز آب یا آتش قادر نیست از حرکت آنها پیشگیری نماید.

گاهی که آب سیل آسا نباشد، مورچه ها به هم چسبیده، خود را به صورت طنابی درآورده و بر آب رها می کنند و به این ترتیب پلی بر روی آب می سازند، تا سایر مورچه ها از روی آب بگذرند. ولیکن مورچه هایی که خود پل را تشکیل می دهند، در آب غرق می شوند و این نوعی از فداکاری آنها برای هم نوع خویش محسوب می گردد.


مورچه های بافنده

 


این مورچه ها لانه هایشان را درون حفره ای در بین برگ درختان گرمسیری می سازند. ابتدا دو برگ نزدیک هم را انتخاب کرده و تعدادی از مورچه ها لبه ی یک برگ را گرفته و به پایین فشار می دهند، کمر و پاهای این مورچه ها توسط گروه دیگری از مورچه ها محکم نگاه داشته شده و هنگامی که لبه ی دو برگ به هم نزدیک شد یکی از مورچه های کارگر، لاروی را که در آخرین مراحل تبدیل به شفیره است، انتخاب می کند و با فشار دادن این لارو قطراتی از جنس ابریشم تولید می شود. این مورچه کارگر، لارو را می فشارد و به جلو و عقب می برد و با بخیه های ابریشمی دو برگ را به هم متصل می کند.

 


آینده نگری در مورچه ها

 

در گروهی از مورچه ها به نام مورچه های عسل انبار، مورچه های مخصوصی که شکم پر نامیده می شوند از سقف لانه آویزان شده و به وسیله کارگرهایی که از جستجوی غذا برگشته اند با شهد تغذیه می شوند و سرانجام شکم هایشان مثل کیسه های انباشته از شهد می شود، وقتی غذا کم می شود، مورچه های انباشته از شهد قطراتی از مایع شیرین را از معده خود بالا می آوردند تا بقیه ی مورچه ها از آن تغذیه کنند.


راهنما:

 

مورچه ها با کمک مولکول هایی شیمایی به نام فرمون، موقع راه رفتن بر روی زمین، ردی از خود به جای می گذارند و به این وسیله مورچه های دیگر را به سمت غذا راهنمایی می کنند؛ اما فقط خودشان از کار خود سر در می آورند. به همین خاطر یک مورچه ی معلم (که ماده است) کار هدایت نفر به نفر را به عهده می گیرد. او یک مورچه ی تازه کار که مایل است به خاطر غذا دنبال او بیاید را پیدا می کند و به او آموزش می دهد. این نوآموز موقع راه رفتن، پی در پی می ایستد و با پاهایش به شکم و پاهای مورچه معلم می زند تا به او بفهماند این روند را ادامه بدهد. اگر این کار را انجام ندهد مورچه ی معلم می ایستد. وقتی فاصله ی بین این دو خیلی زیاد می شود، معلم سرعتش را کم و مورچه ی نوآموز سرعتش را زیاد می کند. معلم در واقع با این کار از خودگذشتگی می کند؛ چون در حالت عادی سرعتش چهار برابر این مقدار است. این مورچه جدید آن قدر درسش را خوب یاد می گیرد که می تواند خودش معلم شود و جریان اطلاعات در بین مورچه ها را برقرار نگه دارد. منبع: نشریه باران- ش 171


ازhttp://rasekhoon.net